سيد محمد على ايازى
43
كاوشى در تاريخ جمع قرآن ( فارسى )
جالب توجه اين كه برخى از اين گزارشها از زبان زيد و برخى از زبان خارجه ( م 99 ) فرزند زيد آمده است كه پس از مرگ پدر با ستايشى عظيم و ستودنى بزرگ ، نسبت به پدر همراه شده است . « 1 » از اين چند گزارش كه بگذريم روايات ديگر نيز اين چنين خصوصيتى را دارا هستند كه هر كدام رنگ بزرگ نمايى افراد در آن خوب ديده مىشود . جالب توجهتر اين كه بيشتر اين روايات در جهت بزرگداشت جناب زيد به كار رفته است تا آن جا كه حتى كمك و يارى عمر بن خطاب و پيشنهاد او در برخى از روايات ناديده گرفته شده است . « 2 » 3 - نكته ديگر در اين گزارشها بازگويى كار گردآورى از زبان زيد است كه خالى از جنبههاى تبليغاتى و بزرگ نمايى كار نيست ، زيرا مىخواهد از سختى و فشار شديد كار خود سخن بگويد . اوراق اصلى و منبع اساسى كار خود را دست كم مىگيرد ، تا تلاش و جستجوى خود را و در نهايت بزرگى كار را بيشتر نمايان كند ، غافل از آن كه آن چه او در دست داشته و روايات
--> تمجيد از نامبرده مربوط به چند ماه قبل از آن ، يعنى در روز سقيفه بنى ساعده بر مىگردد كه وى با آنكه از انصار بود ، به نفع ابو بكر از طرف انصار سخن گفت و خلافت مهاجران را تأييد كرد . البته اين همدلى و همراهى در طول خلافت ابو بكر و عمر و عثمان ادامه داشت و با دل و جان به خدمت و همراهى ادامه داد و پس از عثمان حاضر به بيعت با على ( عليه السلام ) نشد و در هيچ يك از جنگها با حضرت همراهى نكرد تا آنكه در سال چهل و پنج هجرى با ثروت فراوان در قصر خود در حوالى مدينه فوت كرد ( تاريخ قرآن آقاى راميار / 320 ) . زيد بن ثابت در دوران خلفا يكى از متنفذترين افراد به حساب مىآمد . او در زمان عمر بر مسند قضا و فتوا نشست و هر وقت عمر از شهر بيروت مىرفت جانشين او مىشد . در زمان عثمان ، كارش از اين بهتر بود و مسئول بيت المال گرديد و تنها در يك روز ، عثمان به او صد هزار دينار داد ( الغدير ، ج 8 / 292 و 286 ) . پس از مرگ ، افزون بر باغات و قصر ، ثروت طلا و جواهرات او را براى تقسيم با تبر شكستند ( مروج الذهب ، ج 2 / 333 ) براى مطالعه بيشتر به كتاب حقائق هامة حول القرآن الكريم / 134 مراجعه كنيد . ( 1 ) خويى ، البيان / 241 ، حديث 1 و 4 و صحيح بخارى ، ج 3 / 225 . ( 2 ) راميار ، محمود ، تاريخ قرآن / 307 .